قالب وبلاگ

استخاره آنلاین با قرآن کریم

فقط به یاد سید جواد ذاکر
پايگاه فرهنگي - مذهبي شور حسين

این روزها هوای دلم گرفته و ابریست...

این روزها دعای فرجم آهنگی ملتمسانه تر دارد...

این روزها لحظه به لحظه در خود میشکنم از...

گرچه سکوت میکنم ولی آقای من صدای دلم را میشنود بی شک...

میگذرم ، میبخشم ، دعای خیر میکنم؛

آقایم لبخندی مهمانم میکند؛

چه چیز بالاتر از لبخند آقا؛

حیف که لذت این حس زیبا را به دنیا بفروشی...

دل گرفته ام میشکُفد از اشتیاق لبخند آقا...

حال، هر ضربه قلبم تکراریست بی پایان: آقا نمی آیی!؟؟؟...

اگر حجاب ظهورت وجود پست من است                

                                         دعا بکن که بمیرم چرا نمی آیی؟؟؟...

 

 

[ ۱۳٩٠/۱/٢۱ ] [ ۱٢:٢۳ ‎ب.ظ ] [ محب حضرت علی اکبر(ع) ] [ نظرات () ]

مراسم اربعین حسینی در سجادیه نیر 

        

           

 

           

 

            

      

              

           

             هیئت حضرت علی اکبر(ع)

                     

                    جوانان هلال

 

 

 

 

[ ۱۳٩٠/۱/٢٠ ] [ ۸:۳٤ ‎ب.ظ ] [ محب حضرت علی اکبر(ع) ] [ نظرات () ]

دستهایم کو؟

بهمن ۱۷م, ۱۳۸۹

قسمتی از فیلمنامه مجموعه منتشر نشده مختارنامه به انتخاب داوود میر باقری.
۲۱۸-خارجی.روز.نهرعلقمه.
ابراهیم بن مالک اشتر و مختار در کنار نهر علقمه ایستاده اند.ابراهیم به علقمه نگاه می کند.مختار متوجه حالت روحی او شده است.

ابراهیم : این مقتل عبّاس بن علی(ع) است مختار.
مختار : با عبّاس(ع) خیلی رفیق بودی،نه؟
ابراهیم : من و عبّاس(ع) نوجوانی مان را با هم زندگی کردیم.در صفین،حریف مشق هم بودیم

 

 

 

در یک خیمه می خوابیدیم و تا نیمه های شب با هم خیالبافی می کردیم.عبّاس(ع) آرزو داشت آن قدر قوی شود تا بتواند وارث ذوالفقار علی(ع) شود.او تنهایی علی(ع) را با همه وجودش لمس کرده بود.می خواست به جایی برسد که وقتی در کنار علی(ع)می ایستد،علی(ع)بگوید نیازی به لشکر ندارم،عبّاس(ع)برای من به اندازه یک لشکر است.

آن ایّام ما بچّه سال بودیم،خیلی به حساب نمی آمدیم.عبّاس(ع )از این موضوع خیلی ناراحت بود.بالاخره هم طاقت نیاورد.یک روز جلوی پدرم مالک ایستاد و دو پا را کرد در یک چکمه و اصرار و اصرار که “مالک! باید امروز مرا هم با خود به میدان ببری”.پدرم خندید!عبّاس(ع) عصبانی تر شد و مثل شیر غرید که”مالک خیال می کنی از تو کمترم؟حاضرم با تو مسابقه بدهم ،اگر بردم مرا با خودت ببر”.

پدرم باز خندید.عبّاس(ع) فریاد زد:”مالک!من شوخی نمی کنم که تو هی می خندی”.پدرم خنده اش را جمع کرد و جواب داد:”عبّاس جان!می دانم خیلی خوب می جنگی،اما تو قمربنی هاشمی،باید بمانی و بر شب های تاریک صفین بتابی تا مهتابی شود”.

عبّاس(ع)وقتی این تعبیر را شنید،خاموش ماند.من بارها نقل جنگ عبّاس(ع)در کربلا راشنیده ام،نقل های گوناگونی هم شنیده ام همه نقل ها نزدیک به هم اند،چیزی که خیلی منقلبم می کند لحظه ای است که عبّاس(ع) لب تشنه و خسته بر لب شط می رسد…اینجا می نشیند.

نقل ابراهیم جان می گیرد.تصویری حماسی که بیشتر به یک نقاشی می ماند دیده می شود.عبّاس بن علی(ع) سوار بر اسب و مشک بر دوش و شمشیر  بر کف در کنار نهر علقمه ظاهر می شود،از اسب پیاده شده و در کنار نهر زانو می زند.بسیار تشنه است.دست در آب روان شط فرو برده و مشت هایش را از آب پر کرده،به نزدیک دهان می برد که می ماند.نهر در حصار دژخیمان است.صدای دژخیمی شنیده می شود.

صدا : عبّاس! خودت آب بخور امّا حق نداری مشکت را آب کنی.
صدای عبّاس(ع) بر تصویرش شنیده می شود.
صدای عبّاس(ع) : عبّاس! حسین و اطفال حرم تشنه اند،تو می خواهی آب بخوری؟

عبّاس(ع) از خوردن آب منصرف شده ،دست هایش را باز می کند و آب را می ریزد.مشک را در نهر علقمه فرو می برد تا پر از آب کند.صدای دژخیم شنیده می شود.

صدا : عبّاس! به جوانی خودت رحم کن تو معروف به قمربنی هاشمی.حیف از این صولت و صورت نیکویت نیست که می خواهی خود را به کشتن دهی؟ ما از سوی مادرت با هم قوم و خویشیم نگاه کن! این امان نامه را برای تو گرفته ام.دست از غرورت بردار و به سوی ما بیا حساب تو از برادرت حسین جداست،تو و حسین از دو مادرید،تو از امّ البنینی عباس،خونت با حسین یکی نیست.بیا طرف ما و خودت را فدای حسین نکن.

عبّاس(ع) بر می خیزد،مشک پر از آب را بر دوش می اندازد و سوار اسب می شود و حرکت می کند.دژخیمان به او حمله می کنند.عبّاس(ع) با نیرویی شگفت شمشیر می زند و دژخیمان را از سر راه بر می دارد ضربت دژخیمی بر دست عبّاس(ع) فرود می آید.دست بر خاک می افتد. عبّاس(ع) با دست دیگر شمشیر می زند و همچنان دژخیمان را پس می راند.ضربت دیگری بر دست دیگر فرود می آید ،دست دیگر هم به خاک می افتد.عبّاس(ع) مراقب مشک است و سعی می کند مشک را به دندان نگه دارد دژخیمی نعره می زند.

صدا : مشک آب…مشک آبش را بزنید،این آب نباید به خیمه های حسین برسد.

چند تیر بر مشک فرود می آید .مشک سوراخ می شود و آبش بر زمین می ریزد.عبّاس(ع) با حسرت به آب ریخته نگاه می کند،صدای ناله جمعی طفلان شنیده می شود که در ذهن عبّاس(ع) طنین افکن شده است. عبّاس(ع) زمزمه می کند.
صداها:وای،وای،عمو،عمو،العطش…

عبّاس(ع) : حال با چه رویی به خیمه ها بروم؟ بچّه ها منتظر تو بودند ای آب روان.

تصویر به صورت پریشان ابراهیم برمی گردد.اشک در چشمانش می درخشد او به یاد خاطره ای از عبّاس(ع) می افتد و حکمت خوابی را که عبّاس(ع) دیده است تعریف می کند.

ابراهیم : یک شب عبّاس(ع) سراسیمه و عرق کرده از خواب پرید.مرتب به دستهایش نگاه می کرد و به من.پرسیدم خواب دیدی؟ سرش را تکان داد.پرسیدم چه خوابی دیدی؟ چرا به دست هایت نگاه می کنی؟ نفس نفس زنان جواب داد : “ابراهیم،خواب دیدم دست ندارم.دست هایم گم شده بودند.داشتم دنبال دست هایم می گشتم.ناگاه پرنده ای دیدم شبیه کرکس که دست هایم را به منقار داشت و می خواست دست هایم رابخورد.

خواستم با سنگ بزنمش،دیدم دست ندارم که سنگ بردارم،فریاد زدم دستم هایم را نخورلاشخور.آن دست ها مال من است.کرکس به سخن آمد که” عبّاس! این دست ها را می خواهی چه کنی وقتی دو تا بال به آن خوبی داری؟ من گرسنه ام.شکسته بال و زمین گیرم،دست های تو سیرم می کند.تو با بال های قشنگت پرواز کن،برو به آسمان سیاحت کن”. بعد با صدای مهیبی خندید،من ترسیدم و از خواب پریدم.وقتی شنیدم که عبّاس(ع) را دست بریده اند،حکمت خواب آن شبش را فهمیدم.

قطره اشکی بر گونه مختار می لغزد و در محاسن انبوهش فرو می رود.

منبع:هفته نامه فرهنگی – اجتماعی همشهری جوان – شماره۱۸۷- صفحه ۳۳٫

 

 

[ ۱۳٩٠/۱/٢٠ ] [ ۸:۳۳ ‎ب.ظ ] [ محب حضرت علی اکبر(ع) ] [ نظرات () ]

 

 

 

نام :میر محمد  (جواد) ذاکر طباطبائی

متولد :31/6/1355

اهل شهرستان خوی..

رحلت :17/4/1385

محل دفن:قبرستان نو در شهر قم

علت فوت :سرطان خون

سید جواد با عشق و شور حسینی بهترین سالهای جوانیش را سپری نمود به عشق اربابش میخواند ولی مردم باورش نداشتند بدترین کلمات را به این عاشق دلسوخته نسبت دادند و دل نازک سید اولاد پیغمبر را رنجاندندهم

[ ۱۳٩٠/۱/٢٠ ] [ ۸:٢٩ ‎ب.ظ ] [ محب حضرت علی اکبر(ع) ] [ نظرات () ]

زندگینامه سید ذاکر

 

۳۱ شهریور ماه سال ۱۳۵5 در شهرستان خوی از شهرستانهای  اذربایجان غربی و در خانواده ای متدین و از سلاله حضرت زهرا (س)  پسری به دنیا امد که نامش را   ( میر محمد) نهادند.

(نام اصلی و شناسنامه ای سید ،میر محمد بوده و در کودکی بیماری می گیره و احتمال مرگش وجود داشته پدرش سید حبیب ذاکری نذر امام جواد میکنه اگه بچه ام خوب شد اسمش را می زارم محمد جواد در ضمن فامیل اصلی سید هم طباطبائی است . ولی قدیم که پدرش خواسته شناسنامه بگیرد چون میر حبیب مداح و ذاکر امام حسین بود.نام خانوادگی را ذاکری انتخاب می کنه. سید از پدر و مادر ی که از سادات بودن متولد شده.از نسل طباطبائی در واقع سیدی دو شرفه محسوب میشه
میر محمد در ترکی یعنی سید محمد- توضیحات یکی از خوانندگان محترم وبلاگ )

*پدر سید محمد جواد  میر حبیب ذاکری  نام داشت که وی از مداحان بااخلاص شهرستان خوی بود.

* مادر وی که زنی مومنه و از سادات بود در همان دوران کودکی  سید محمد جواد  دارفانی را وداع گفت و سید محمد جواد از دوران کودکی از مهر مادری بی نصیب بود .

* وی تا پایان دوران تحصیلی متوسطه در خوی بود و مداحی که در خاندان وی ریشه داشت را هم ادامه داد.

*بعد از پایان تحصیلات برای کسب علوم حوزوی راهی قم شد و در مدرسه علمیه رضویه مشغول به تحصیل شد و مداحی را نیز ادامه داد.

*سید محمد جواد  پرچم دار سبکهای جدیدی از مداحی بود که بسیاری از مردم الالخصوص جوانان را به سوی هیئت ها میکشاند حتی جوانانی که تا قبل از آن انسی با هیئت ها نداشتند. همین کار او خیلی از کسانی که شناختی از اسلام واهل بیت نداشتن به هیت ها کشاند و خیلی مداحان جوانان تر و شهرستانی از وی الگو گرفتند. وی از این جهت انقلابی به راه انداخت که به جنگ تهاجم فرهنگی دشمنان و مخالفین اسلام و تشیع رفته بود

* خیلی سریع نام سید ذاکر بر سر زبان ها افتاد و در دل خیلی از دوستدارانش جای گرفت.همین امر باعث شد بسیاری از افراد و جریانات که موقعیت خود را در خطر میدیدند و به وی حسادت میکردند

 برای وی مشکل ایجاد کنند تا جایی که سید مجبور به ترک مدرسه رضویه شد و تنها به مداحی ادامه داد.

ارئه همین سبک ها به مزاج خیلی ها نمی ساخت مثلا برخی مداحان قدیمی تر و...

* برای مداحی سید در تهران مشکل ایجاد کردند و در قم هم برای وی محدودیت ایجاد کردند . سید  به دارالمومنین کاشان رفت از انجا به اصفهان و بعد از مدتی مجددا" به کاشان بازگشت و گهگداری در قم هم مداحی میکرد . ضمن اینکه سید بعد از ازدواج در قم و در شهرک قدس در منزلی اجاره ای سکونت داشت.

*سید جواد خلوص نیت عجیبی داشت . بسیار فروتن و متواضع .به تهمت ها و افترای که به وی داده  میشد جوابی نمی داد و از غیبت و تهمت زدن به دیگران دوری میجست. یه اشاره به اطرفیانش کافی بود تا جواب مخالفین را همه جوره بدهند اما خود سید با درگیری و دهن به دهن شدن با جاهلین مخالف بود

* نزدیک به یک سال پیش میر حبیب ذاکر پدر سید محمدجواد به دیار باقی شتافت و برای اخرین با سید برای شرکت در مراسمات ترحیم پدر به خوی رفت .و این اخرین حضور وی در زادگاهش بود . زیرا  خیلی سریع علایم بیماری سرطان در وی  هویدا شد .

*بعد از  سپری کردن دوران شیمی درمانی  برای اولین بار سید در روز عید غدیر در هیئت جنت الحسین (ع) حضور پیدا کرد و اخرین حضور وی  روز ۲۸ و ۲۹ صفر  در سال ۸۵  در مشهد مقدس و در حضور هیئت زنجانیها بود .

* بیماری سید به اوج رسید و وی در اوایل خرداد ماه در اثر از کار افتادن سلولهای مغز در  کما فرو رفت و بعد از حدود ۴۰ روز در  ساعت ۲ بامداد شانزدهم تیر ما ه  ۱۳۸۵  در بیمارستان میلاد تهران به دیدار معبودش شتافت.

*پیکر  زند یاد ذاکر در مقابل حرم حضرت معصومه (س) و در قبرستان (نو ) و در کنار قبر رسول ترک  ارام گرفت.

 * عدم انتشار خبر درگذشت سید ذاکر از سوی رسانه ها بنا به دلایلی واهی باعث شد تا عده کثیری از علاقمندان به سید الشهدا و شیفتگان صدای گرم این بلبل آستان الله  از علت درگذشت وی حتی وزمان و مکان برگزاری مراسمات به موقع اطلاع پیدا نکنند .با این حال مراسم تشیع با شکوهی در قم برگزار شد به طوری که خیلی از کسبه و مردم گمان بردند عالم یا مرجعی از دنیا رفته است. هر چند غلو نیست اگر بگوییم تائثیر  وی روی مردم زمانه اش از بسیاری مراجع و صاحبان کتاب و شخصیت های مطرح مذهبی بیشتر بود. و این تشیع باشکوه دور از انتظار نبود.در حالی که خیلی از علاقمندانش هنوز هم نمی دانند.سید را از دست داده اند. 

وی یکی از با اخلاص ترین مداحان زمانه ما بود با اینکه خیلی از مداحان امروزی زندگی مفره و تجملی دارند و تا میلون ها تومن پول نگیرند نمی خوانند. وی یکی از فقیر ترین و بی ریا ترین زندگی ها را داشت. و هیچ گاه روضه نفروخت واز این راه امرار معاش نکرد. وی به وعده های ملیونی هیات مذهبی جواب منفی داد.تا مزد خود را از اربابش امام حسین بگیرد.

*سید جواد ذاکر حق بزرگی بر جوانان علاقه مند به اهل بیت دارد. واینک با هر بار شنیدن صدای باصلابت این فرزند زهرا (س) فاتحه ای نثار روحش کنیم .

[ ۱۳٩٠/۱/٢٠ ] [ ۸:٢٢ ‎ب.ظ ] [ محب حضرت علی اکبر(ع) ] [ نظرات () ]

ناگفته های سید جواد ذاکر

مرحوم سید جواد ذاکر :
ـ
قبلم از اینکه جلسه شروع بشه من چند نکته بگم ....این بحث هایی که حسین اللهی

و زینب اللهی و لا اله الا فاطمه اینا یه بحث های احساساتیه و الا عقیده هیچکدوم از ما

ها اینجوری نیست یعنی هر کس عقیدش این باشه که خدایی وجود نداره واقعا هم

کفره . حالا یه بحث احساساتیه که ..کل شعرا هم آوردن ( تو قم هم عرض کردیم خود

امیرالمومنین میفرماید که : انا الاول و الاخر و الضاهر و الباطن .لوح منم .قلم منم .روزی

دهنده کهکشان و زمین آسمان منم . .... کل اینکه خالق زمین و آسمان . روزی دهنده

افلاک .یه طرف . یه بند انگشت امیرالمومنین خلق کردن یه طرف . کدومش شاهکاره ؟

حسن آن است که یوسف آفرید حالا بعضیا میگن اینا کافر شدن . نه ! به خدای لاشریک

له نه اینجا کسی کافره ... و نه بدعت یخواد بذاره .. چون دل نازنین ارباب از ما شکسته

میشه انشالله شاهد روز افزون شاهد شکوه روز افزون عزاداری های سید الشهدا ..

جلسات روضه ..در این مملکت علوی باشیم . و همه اینا رو هم .. یعنی راحت میشینیم

دور هم گریه میکنیم راحت یا حسین میگیم آسون جلسه میگیریم مدیون شهدا و

امامون هستیم واقعیتش تو خود عراق که محل کربلاست و حضرت قمر بنی هاشم و

حضرت موسی بن جعفر .. پنج نفر نمیتونن دور هم بشینن روضه بخونن .. اینا را ما

مدیون رهبرمون هستیم که بانی حسینه و افتخارمون اینه که رهبرمون حسینیه .. حالا

بعضیا جو بی جو کردن انشالله ارباب خودشون هدایتشون کنه .. که بین امام حسینیا

اختلاف میندازن بخدا یه پیر غلامی میگفت : شکر کنید که هر جا میرید علم مشکیه

سید الشهدا رو میبینید ... گفت باید زمان اون پهلویه لعنتی باشیم که مردم تو گوش

هم دیگه روضه میخونن اون موقع میفهمیم که چه نعمتی به دست ما افتاده ...

شادی روحش صلوات بفرست

__________________


 

شاهنشهى که دوش نبی جای شست اوست

مفتاح باب جــنـــت و دوزخ به دســـت اوســـت

گــر خوانـمـش خــدا ، یـقـیـن کــفـر گــفـتـه ام

غیر از خـدا هر آنچه که گویم شـکـست اوسـت

 

 

 

 

 

                         

            

 

 

 

یا حسین غریب مادر بوده ذکر آخر او                جون دادن برای زهرا بوده فکر آخر او

تموم عاقل نماها می زدن انگ جنونش             اما از شما چه پنهون همشونن مدیونش 

اگه که تموم دنیا خطابش کردن دیوونه               همیشه حرف دلش بود بی خیال این زمونه 

خلاصه ذاکر ارباب رفت و دیگه بین ما نیست        اما یادش و خیالش هیچ موقع از ما جدا نیست

 

 ***

 

گر عاقبت کار چنان است که ذاکر را بود

من مرید وی ام از اوست مرا تار وجود

تا که بشنید دل غمزده ام نام ورا

بر لبم هر غزلش رقص کنان گشته سرود  

 

حرف آخر اینکه : 

آی رفقا آی رفقا دعا کنید پاک بمونیم               مثال ذاکر همگی راست و حسینی بخونیم

 

 

 

 

[ ۱۳٩٠/۱/٢٠ ] [ ۸:٠٩ ‎ب.ظ ] [ محب حضرت علی اکبر(ع) ] [ نظرات () ]

     

 

                           

            

 

 

                  شادی روح پرفتوحش

                         صلوات

[ ۱۳٩٠/۱/٢٠ ] [ ٧:۳۱ ‎ب.ظ ] [ محب حضرت علی اکبر(ع) ] [ نظرات () ]

زندگی نامه حضرت علی اکبر(ع)

                                                                                                  

                                                             

حضرت علی اکبر (ع) فرزند ابی عبدالله الحسین(ع) بنا به روایتی در یازدهم شعبان،سال43 قمری در

مدینه منوره دیده به جهان گشود. پدر گرامی اش امام حسین بن علی بن ابی طالب (ع) و مادر

محترمه اش لیلی بنت ابی مرّه بن عروه بن مسعود ثقفی است.او از طایفه خوش نام و شریف بنی

هاشم بود . و به بزرگانی چون پیامبر اسلام(ص)، حضرت فاطمه زهرا(س)، امیر مؤمنان علی بن ابی

طالب(ع) و امام حسین (ع) نسبت دارد.

ابوالفرج اصفهانی از مغیره روایت کرد: روزی معاویه بن ابی سفیان به اطرافیان و هم نشینان خود گفت:

به نظر شما سزاوارترین و شایسته ترین فرد امت به امر خلافت کیست؟ اطرافیان گفتند: جز تو کسی

را سزاوارتر به امر خلافت نمی شناسیم! معاویه گفت: این چنین نیست.

بلکه سزاوارترین فرد برای خلافت، علی بن الحسین(ع)است که جدّش رسول خدا(ص) می باشد و در

وی شجاعت و دلیری بنی هاشم، سخاوت بنی امیه و فخر و فخامت ثفیف تبلور یافته  است.

نقل است روزی علی اکبر(ع) به نزد والی مدینه رفته  و از طرف پدر بزرگوارشان پیغامی را خطاب به او

میبرد، در آخر والی مدینه از علی اکبرسئوال کرد نام تو چیست؟ فرمود: علی سئوال نمود نام برادرت؟

فرمود: علی آن شخص عصبانی شد، و چند بار گفت: علی، علی، علی، « ما یُریدُ اَبُوک؟ » پدرت چه

می خواهد، همه اش نام فرزندان را علی می گذارد، این پیغام را علی اکبر(ع) نزد اباعبدالله الحسین

می گذارم و اگر دهها فرزند دختر به من عطا، نماید نام همه ی آنها را نیز فاطمه می گذارم. 

 درباره شخصیت علی اکبر(ع) گفته شد، که وی جوانی خوش چهره، زیبا، خوش زبان و دلیر بود و از

رزمندگی را از جدش علی ابن ابی طالب (ع) به ارث برده و جامع کمالات، محامد و محاسن بود. در

روایتی به نقل از شیخ جعفر شوشتری در کتاب خصائص الحسینیه آمده است: اباعبدالله الحسین

هنگامی که علی اکبر را به میدان می فرستاد، به لشگر خطاب کرد و فرمود:« یا قوم، هولاءِ  قد برز

علیهم غلام، اَشبهُ الناس خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله....... ای قوم، شما شاهد باشید،

پسری را به میدان می فرستم، که شبیه ترین مردم از نظر خلق و خوی و منطق به رسول الله (ص)

است بدانید هر زمان ما دلمان برای رسول الله(ص) تنگ می شد نگاه به وجه این پسر می کردیم.

بنا به نقل ابوالفرج اصفهانی، آن حضرت درعصر خلافت عثمان بن عفان (سومین خلیفه راشدین) دیده

به جهان گشود.این قول مبتنی بر این است که وی به هنگام شهادت بیست و پنج ساله بود. در برخی

روایات هم سن ایشان را 28 ساله ذکر کرده اند، وی در مکتب جدش امام علی بن ابی طالب (ع) و در

دامن مهرانگیز  پدرش امام حسین(ع) در مدینه و کوفه تربیت و رشد و کمال یافت.

امام حسین (ع) در تربیت وی و آموزش  قرآن ومعارف اسلامی و اطلاعات سیاسی و اجتماعی به آن

جناب تلاش بلیغی به عمل آورد و از وی یک انسان کامل و نمونه ساخت و شگفتی همگان، از جمله

دشمنانشان را بر انگیخت.

به هر روی علی اکبر(ع) در ماجرای عاشورا حضور فعال داشت و در تمام حالات در کنار پدرش امام

حسین(ع)بود و با دشمنانش به سختی مبارزه می کرد. شیخ جعفر شوشتری در خصائص نقل می

کند: هنگامی که اباعبد الله الحسین علیه السلام در کاروان خود حرکت به سمت کربلا می کرد، حالتی

به حضرت(ع) دست داد بنام نومیه و در آن حالت مکاشفه ای برای حضرت(ع) رخ داد، از آن حالت که

خارج شد استرجاع کرد: و فرمود: «انا لله و انا الیه راجعون » علی اکبر(ع) در کنار پدر بود، و می

دانست امام بیهوده کلامی را به زبان نمی راند، سئوال نمود، پدرجان چرا استرجاع فرمودی؟: حضرت

سئوال نمود: پدر جان مگر ما بر حق نیستیم؟ حضرت فرمود: آری ما بر حق هستیم. علی اکبر (ع)

عرضه داشت: پس از مرگ باکی نداریم،

گفتنی است، با این که حضرت علی اکبر(ع) به سه طایفه معروف عرب پیوند و خویشاوندی داشته

است، با این حال در روز عاشورا و به هنگام نبرد با سپاهیان یزید، هیچ اشاره ای به انتسابش به بنی

امیه و ثفیف نکرد، بلکه هاشمی بدون و انتساب به اهل بیت(ع) را افتخار خویش دانست و در رجزی

چنین سرود:

أنا عَلی بن الحسین بن عَلی نحن  بیت الله آولی یا لنبیّ

أضربکَم با لسّیف حتّی یَنثنی ضَربَ غُلامٍ هاشمیّ عَلَویّ

وَ لا یَزالُ الْیَومَ اَحْمی عَن أبی تَاللهِ لا یَحکُمُ فینا ابنُ الدّعی

وی نخستین شهید بنی هاشم در روز عاشورا بود و در زیارت شهدای معروفه نیز آمده است:السَّلامُ علیکَ یا اوّل قتیل مِن نَسل خَیْر سلیل. علی اکبر(ع) درنبرد روز عاشورا دویست تن از سپاه عمر سعد را در دو مرحله به هلاکت رسانید و سرانجاممرّه بن منقذ عبدی بر فرق مبارکش ضربتی زد و او را به شدت زخمی نمود. آن گاه سایر دشمنان، جرأت و جسارت پیدا کرده  و به آن حضرت هجوم آوردند و وی را آماج تیغ شمشیر و نوک نیزه ها نمودند و مظلومانه به شهادتش رسانیدند.
امام حسین(ع) در شهادتش بسیار اندوهناک و متأثر گردید و در فراقش فراوان گریست و هنگامی که سر خونین اش را در بغل گرفت، فرمود:
ولدی علی عَلَی الدّنیا بعدک العفا
(فرزندم علی ،دیگر بعد از تو اف بر این دنیا
در مورد سنّ شریف وی به هنگام شهادت، اختلاف است. برخی می گویند هجده ساله، برخی می گویند نوزده ساله  و عده ای هم می گویند بیست و پنج ساله بود.اما از این که وی از امام زین العابدین(ع)، فرزند دیگر امام حسین(ع) بزرگتر یا کوچک تر بود، اتفاقی میان مورخان و سیره نگاران نیست. روایتی از امام زین العابدین(ع) نقل شده که دلالت دارد بر این که وی از جهت سن کوچک تر از علی اکبر(ع) بود. آن حضرت فرمود:
کان لی اخ یقال له علیّ اکبر منّی قتله الناس ...
مقبره حضرت علی اکبر علیه السلام  در کربلای معلی پایین پای اباعبدالله الحسین علیه السلام است و در سلام زیارت عاشورا منظور از وعلی علی ابن الحسین ، آقا علی اکبر علیه السلام می باشد

 

[ ۱۳٩٠/۱/٢٠ ] [ ۱٠:٥٠ ‎ق.ظ ] [ محب حضرت علی اکبر(ع) ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

هیئت حضرت علی اکبر(ع) _جوانان هلال(مرکز امور جوانان نیر) سال 1389 همزمان با میلا د حضرت معصومه (ع) فعالیت خود را اغاز نموده است. جلسات هفتگی هیئت سه شنبه شب هادر مسجد حضرت ابوالفضل (ع) (جنب حسینیه قمر بنی هاشم (ع) )برگزار می گردد.
امکانات وب


دریافت كد از حرم تولز

هیئت حضرت علی اکبر(ع)_جوانان هلال نیر یزد




-